امشب كه دارم مي شوم آوار تا فردا
دست از رباعي ، از غزل ، بردار تا فردا .
اين وحشي پر هاي و هوي تيره دل ، شب نيست
دارد كلاغي مي شود تكرار تا فردا .
مريم! براي خواب ديدن وقت بسيار است .
با چشم هايت كار دارم ، كار تا فردا .
يك كوه درد عاشقي ، يك مرد ، يك تيشه
تاريخ دارد مي شود تكرار تا فردا .
" عرفان رعايي "