تبليغاتX
با شعر از انسان ... - مهدی قهاری ، شاعر خوب کرمان درگذشت.
راستی که اگر شعر نبود حقیقت ، انسان را می کشت .

 

 زیاد نمی شناختمش . در گستره ی شعر کرمان تازه به این قلعه ی یاد بود بر خورده بودم و ارتباطمان تنها از طریق شعرهایش بود . در آخرین سه شنبه ی شعر وقتی وارد سالن شدم داشت شعر می خواند . خوشحال شدم . بعد از مدت ها به جلسه آمده بود . شعر خوانی که تمام شد گفت : برای جلسه ی بعد هر کس تعریفی از شعر ارائه کند . و حالا ...

برای اولین بار در زندگی حسرت فرصتی از دست رفته را می خورم . فرصت همنشینی با استاد .

برای جلسه بعد ، شعر باید تعریفی از مهدی قهاری ارائه کند .

 

در خودم پی شعرم  یا پشیزی از شاعر

با خودم می اندیشم  مانده چیزی از شاعر؟

پیش چشممان رفتند . فصل  فصل خوبی نیست .

پیش روی مان انگار  برگ ریزی از شاعر

شعرشان دم کوزه

خانه هایشان موزه

بازدید هر روزه

           تخت و میزی از شاعر

گفته ها زیاد اما  واقعیتش این است

هیچکس نمی داند هیچ چیزی از شاعر

                                                         " عرفان رعایی"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/04ساعت 13:51  توسط عرفان رعايي  |