دستی آشنا چهره ی در هم فشرده ام را نوازش می دهد :
- از چه رنج می کشی ؟
- کوهی عظیم فرو ریخت !
- و تو ؟
- من فرازش ایستاده بودم !
" هوشنگ ایرانی"
RSS